UIP
Thursday, 20 February 2014
Wednesday, 1 May 2013
نگاهی نو به برابری خواهی عادلانه
این ژورنال تحلیلی - خبری، مکاتب کمونیستها و سوسیالیستها و کاپیتالیستها را به چالش مقدماتی با ما خردگراهای خواهان برابری عادلانه و بازار آزاد کار بر اساس عدالت و تامین اجتماعی فرا میخواند
به بهانه یازدهم اردیبهشت روز جهانی زحمتکشان - بخش اول
نوشته: بهزاد رضادوست، پناهنده سیاسی مقیم انگلستان 30/04/2013
مانی و بابک خرمدین، تولید نفرت بر علیه رقبا توسط مارکس و لنین،خرد و اتحاد، غرب یا پناهندگی+بیکاری و غارت و پولشویی زحمتکشان ایرانی و رنجبران خارجی برای انباشت ثروت یهود سیاسی[1] و شرکاء
پیشگفتار
سالهای زیادی است که در کنار زحمتکشان برای آزادی و نجات ایران و برابری عادلانه و صلح و خردگرایی بصورت رایگان و داوطلبانه زحمت میکشم و از وقت گرانبها و جیبم هم میگذارم. در این سالها دستاوردهای جدیدی از زحمتکشان و اساتیدم آموختم و و بر آنها افزودم . نگاهی نو، در واقع ثمره باردهی و شکر گزاری از شما بزرگواران خواهان تغییر و پیشرفت در ایران و جهان است که خواهان قسمت کردن اضافه خوشبختی های خود هستید
اما فاکتها و حقایق از آنجا آغاز میشوند که بیش از چند سال از مرور دوباره یک کتاب فلسفی که به اشتباه به اقتصاد و فلسفه و سپس مانیفیست یک مکتب سیاسی فاشیستی در آمد، میگذرد. منظورم یک کتاب فلسفی بنام "سرمایه" است. کتابی که توسط یک فیلسوف یهودی تبار [1] بنام کارل مارکس در ظاهر برای تعریف ماده و سرمایه با استفاده از تخیلات شخصی و فلسفه صورت گرفت و بعدها توسط فردریش انگلس یهودی تبار[1] کامل و مانیفست شد و سپس توسط یک یهودی تبار روسی دیگر بنام ولادیمیر لنین [1] در شوروی سابق اجرایی و سپس سقوط کرد.
ولی پیشتر، آن کاپیتالیسمی که در کتاب سرمایه مارکس به صورت مغلطه به آن هویت و تاریخی داده شده، تنها چند صد سال پیش با حرکت ناوگان سرمایه داران یهودی انگلستان و اروپا برای تصرف سرزمینها و استثمار و بهره کشی از انسانها و منابع سرزمین آنها آغاز گردید. استثمار و کاپیتالیسمی که تا به امروز حاکمیت مطلقش را با بهره گرفتن از تشکیلات دولتی - اقتصادی - سیاسی - مذهبی خود کماکان حفظ کرده است
اگر بخواهم روشنتر توضیح بدهم، یعنی اینکه حقایق به ما میگویند، مکتب کاپیتالیسم توسط سوداگران یهودی تبار و شرکای حکومتی توسط ناوگانهای استعماری و سپس توسط بانکسازان یهودی تبار و شرکای حکومتی مثل خانواده روچیلدها و دربارهای انگلستان و هلند و اسپانیا و پرتغال و حکومتهای فرانسه تشکیل گشته اند.
حقیقت مهمی که کارل مارکس یهودی تبار از اشاره به آن در کتابش سرمایه یک و سپس توسط فردریش انگلس در سرمایه دو و سه سرباز زده و ذهنها را به سمت بازار آزاد کار و تولید نفرت کور بر علیه تولید کنندگان ثروت و کارآفرینان سوق داده است. یعنی همان چیزی که که کاپیتالیسم یهود سیاسی و شرکاء به آن احتیاج داشته! فرافکنی و جبهه گشایی بر علیه نظامی که داشت در اروپا بواسطه متفکرین انسان مدار و خردگرا مطرح و در بین مردم به چالش کشیده میشد، ناگهان مثل یک قارچ سمی قرمز رنگ کارگران را به جنگ با رقبای یهود سیاسی و شرکاء (کاپیتالیسم) برانگیخت که از سر راه برداشتن و تصاحب ثروت خاندان رومانف آخرین تزار روسیه مصداق این استفاده ابزاری از زحمتکشان روسیه توسط سه یهود سیاسی [1] (مارکس - انگلس -لنین) شد.
در ادامه این ترفند اقتصادی بر علیه زحمتکشان دنیا توسط اتحادیه بانکدارها و مستعمره چی های یهودی تبار و شرکای محلی - حکومتی از یکطرف و تئوریسینها و سران کمونیستها از طرف دیگر ( اتحادیه کاپیتالیسم و فرزندش کمونیسم) برخی از کمونیستهای از کنترل خارج شده در اطریش - هنگری سابق شروع به ترور یهودیان ثروتمند کردند تا دیکتاتوری پرولتاریا را جایگزین حکومت کنند. بنابراین نازیها (سوشیال ناسیونالیستها) به رهبری یک فاشیست روانی بنام آدولف هیتلر که وی نیز تباری یهودی داشت توسط یهود سیاسی مورد توجه و حمایت مالی جهت گسترش و کشتار کمونیستهای از کنترل خارج شده و نفرت آلود که برایش سرمایه دار یهودی و غیر یهودی فرقی نمیکرد قرار گرفت.
سپس هیتلر که حاکمیت سیاسی و تجهیز ماشین نظامی خود را مرهون کمک های بلاعوض یا با بهره یهودیان ثروتمند بود، بعدها نه فقط کمونیستهای از کنترل خارج شده آلمانی، بلکه یهودیان آن سامان را در کنار خیل دیگری از گروه های اجتماعی نسل کشی کرد. نسل کشی که بعدها باز هم مورد موج سواری یهود سیاسی برای استعمار بیشتر کارگران و حاکمیت کاپیتالیسم یهود شد، که مختصری در ادامه اگر عمری باقی ماند به آن خواهم پرداخت. تا درودی دوباره خرد نگهبان شما زحمتکشان و کارآفرینان باد
الف - زنگهای خطر به صدا در آمدند! بهوش باشیم
ادامه دارد...ء
[1]
با اعلام انزجار از فاشیسم و جنایات هولوکاست و عرض ادب و احترام به جامعه یهودیان زحمتکش و خردگرا که خود بارها قربانی یهود سیاسی گشته اند، مثل کشتار بیرحمانه یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط نازیهای هایی که توسط یهود سیاسی برای کشتار کمونیستهای از کنترل خارج شده اجیر و تامین مالی گشتند.
Thursday, 10 January 2013
Wednesday, 9 January 2013
تاثیر فرهنگ مهر آتشین سه نیکی در اتحاد ملی
اما پیام من به اربابان رژیم ایران:
تصاویر مرتبط در پایان وبلاگ
" ای بانکدارها و نفتخورها و
تراستهایی که رژیم شیعه سامی اشغالگر ایران را روی کار آورده و ساپورت
میکنید و خود را سامی یا اروپایی و خلاصه قوم یا اشرافیانی برتر میدانید و
چشم دیدن تمدن های کهن و مادر مثل ایران و ایرانی
و فرهنگ مهر و شب یلدا را که برای مردم ایران اعتبار و ثروت به ارمغان
میاورد ندارید و حال نیز در پی رسوا شدن مهره ها آنوسی تان در داخل و خارج
به فکر ایران ستیزی و تجزیه و نسل کشی ایرانیان با ماسک حقوق بشر در خدمت
خودتان با صدها میلیارد دلار مال غارتی ملت ایران هستید!
بدانید و یقین
کنید که: ملت بزرگ ایران با هر دین و بی دینی، از میترایی مادر حقوق بشر
گرفته تا زرتشت سه نیکی و کلیمی و مزدکی (اولین تئوریسین سوسیالیست تاریخ)
و مسیحی و بی خدایی و ماده پرستی، اینک آگاه شده است! و میداند برای پایان
ایرانخواری و ایرانی کشی شما ( ایرانی ستیزی نژادپرستانه) چه باید بکند!
... پس رنج بیهوده نبرید!
ملت بزرگ و مورد هجوم نژادپرستهای سودجو قرار
گرفته، به هویت و ریشه های خودش آشنا و ریشه های جمهوری شیعه سامی - آنوسی
را کنده و بار دیگر نهال مهرورزی و برادری و خواهری ( منظور مدل خصوصی و
تکخوری فراماسونی نیست! بلکه تشکیلات جهانی بر پایه مهر و عدالت است) را
بعلاوه تامین منافع ملی با ابزار دموکراسی واقعی و عدالت اجتماعی و حقوقی
در ایران کاشته و سپس میوه های شیرین صلح و ثبات و برادری و خواهری آنرا
به هشت میلیارد انسان هدیه خواهد داد. ایدون باد ( اینچنین باد)
مه و
مهر یار ما شد! به امید تو خدا شد، به جهان کی دید صیدی که بترسد از
رهایی ___ای کو هه (کوه) هستی ما ره را مبند، ما به کوه قاف و
عنقا میرویم (سی مرغ) - مولوی
Sunday, 11 March 2012
ضرورت اتحادیه استراتژیک آمریکا-ایران، دو
قسمت دوم: چرا فقط لابی میکروفن آزاد، وینا - ویرجینیا؟
برای شناسایی این میکروفن بعنوان تنها کاتالیزور و ملاط دموکراسی و آزادی بیان در ایران (
فونداسیون و گام اول اتحاد عملی آمریکا – ایران) به توضیحات زیر مراجعه نمایید.
بخش اول: تعریف متحدین میهندوست و دموکرات آمریکایی – ایرانی
در میهندوستی و دموکراتیک بودن اکثریت مردم آمریکا جای هیچگونه شبهه و توضیح اضافه ای نیست. اما این تعریف در طرف متحد ایرانی، خاصه اکثریت خاموش است. این اکثریت خاموش ایران است که فطرتا میهندوست و خواستار آزادی بیان و دموکراتیزه کردن کشور است. این اکثریت سانسور و خاموش نگه داشته شده، خواهان اتحاد با آمریکاست. طبیعی است ما ایرانی یا آمریکایی تباران خواهان اتحاد، فقط میتوانیم با این بافت و لایه پرتعداد و مردمی ایران متحد شویم. پس باید از طریق لابی ایرانی – آمریکایی میکروفن آزاد و بنیاد ارتباطات جدید فرهنگی در وینا ویرجینیا، ارتباطات و اطلاع رسانی خود را به اکثریت خاموش نگه داشته و سانسور شده ایران گسترده تر نماییم، تا روزی که دموکراسی و اتحاد آمریکا - ایران و آزادی بیان توسط اکثریت خاموش ایران به ثمر نشیند.
ما نیاز به بودجه داریم. ما باید از مردم و دولت ایالات متحده آمریکا بعنوان متحدین ثروتمندتر، بخواهیم در این مقطع این میکروفن آزاد اکثریت خاموش ایران و بنیاد ارتباطی فرهنگی را که در اختیار متحدین آمریکا، یعنی اکثریت خاموش در ایران قرار گرفته را حمایت کرده و روی آن سرمایه گزاری منطقی نمایند. سرمایه گزاری که بعد از رسمیت یافتن اتحادیه، برای مردم آمریکا – ایران سود آور و دارای محصول میوه شیرین حظور دوباره آمریکا در ایران و حظور تجار و دانشجویان و گردشگران و هنرمندان و سرمایه گزاران ایرانی در آمریکا خواهد شد.
در یک عبارت، تعریف اتحادیه: " میهندوستان دموکرات آمریکایی ، شامل شهروندان طبقه متوسط و ثروتمند آمریکایی با هر گونه دیدگاه سیاسی دموکراتیک و آئین سکولار بعلاوه اکثریت خاموش ایران، تعریف میگردند"
بخش دوم: تعریف مخالفین اتحاد آمریکا – ایران
بنظر میرسد، مخالفت با این اتحاد سرشار از سود مادی – معنوی برای دو طرف توجیه اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و علمی، از روی فاکت و حقیقت ندارد. بنابراین باید بطور اجمالی و تحلیلی به موضوع مخالفین اتحادیه و ساختار شناسی و آسیب شناسی آنها بپردازیم، تا بتوانیم همزمان با ساخت این اتحادیه توسط مرد دو کشور،مخالفین متعصب یا متضرر اتحادیه خود را برای کنار آمدن منطقی با حقیقت اتحادیه کمک نماییم و به آنها نشان بدهیم که چگونه سرمایه گزاری بروی اتحادیه آمریکا – ایران، امنتر و در دراز مدت سود آورتر است.
در ابتدا باید ببینیم، مخالفین اتحادیه ما چه طیفهای بوده یا میتوانند باشند؟
پاسخ این سوال بسیار ساده است. پاسخ: همه موسسات و شرکتهای تجاری و امنیتی یا سوری کوچک و بزرگی هستند که بنوعی قوانین را زیر پا میگزارند و با رژیم جمهوری اسلامی ایران بطور علنی و یا با پوشش و کاور شرکتهای سوری – امنیتی، نفتی، دارویی و اسلحه و تکنولوژیک و علمی و فرهنگی معامله دارند.
این موسسات و شرکتهای متخلف یا سودجو ی غیر ایرانی به رژیم جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک متحد و شریک سود آور نگاه میکنند. به عقیده آنها، با اتحاد آمریکا و ایران، آنها مجبور میشوند یک شریک غیر قانونی ثروتمند و دست و دلباز خطرناک را با اتحادیه آمریکا و ایران تعویض کنند. آنها بخاطر سودهای بیحساب و کتاب و ذوق زدگی بی حد و حشر، قادر نیستند بخطرات اینگونه معاملات غیر قانونی از نظر حقوقی و امنیتی بیاندیشند. در حالیکه میتوانند با دور اندیشی و برنامه های بلند مدت با بریدن از معامله و شراکت با رژیم ایران، بجای زیر سوال بردن آینده مبهم و تاریک خود با ما شریک گشته و همین حالا جمهوری اسلامی را رها و با مردم ایران از طریق میکروفن آزاد شریک گردند.
آسیب شناسی مخالفین اتحاد آمریکا – ایران
مخالفین اتحاد به سه دسته تقسیم میشوند:
یک – شرکای نهان و آشکار اقتصادی – سیاسی غیر فارسی زبان رژیم ضد ایرانی – ضد آمریکایی
این دسته که در مقاله معرفی شدند، بر سر منافع خود رقابت بالایی دارند. گر چه در جلوگیری از اتحاد استراتژیک متحدند، اما در مقابل اراده مردم دو کشور که بالغ بر صدها میلیون میشوند، ناتوانند و مجبورند در شرایطی که فرزند سی و سه ساله اشان ( جمهوری اسلامی) در حال تغییر توسط اکثریت خاموش است، از سر ناچاری به اتحایه ما و کسب سود و در آمدهای قانونی متعاقب آن تن در دهند.
دو – گروه های تندروی متعصب در ایالات متحده و ایران
این گروه ها عموما از طرف گروه دو کنترل یا تاثیر میگیرند. طبیعتا وقتی گروه دوم مجبور به کنار آمدن و شراکت قانونی با اتحادیه جدید میشود،اینان نیز بطور خودکار با واقعیت اتحاد دو کشور کنار آمده و برای بهره برداری از سود مادی و معنوی به ما ملحق و سهم خواهی خواهند نمود.
سه – سران رژیم و سران اپوزیسون فارسی زبان در استخدام مستقیم جمهوری اسلامی یا زیر مجموعه برخی از شرکتهای نفتی
نداشتن پایگاه مردمی این افراد در ایران و آمریکا ، آنها را مجبور به پذیرش خواست مردم خواهد کرد. در ثانی با تغییر جمهوری اسلامی و تمام شدن تاریخ مصرف سران رژیم و سران اپوزیسیون تقلبی در نزد شرکتهای تغییر شریک یافته (که بسی نزدیک است)، نیز بطور خودکار از گردونه تفرقه افکنی تروریسم ضد ایرانی – ضد آمریکایی، خارج و یا به اتحادیه از سر اجبار تن خواهند داد.
***
«بنابراین، برای اتحادیه استراتژیک آمریکا – ایران، از روی فاکتها و حقایق، هیچگونه آلترناتیو دیگری به جز لابی مردمی میکروفن آزاد، وینا – ویرجینیا قابل عضویت و حمایت و فعالیت نیست.»
قسمت سوم این مقاله، بصورت یک مثال مستند موفق و کار آفرین استراتژیک در راستای فواید اتحاد آمریکا – ایران برای قضاوت اذهان عمومی، در روزهای آتی اطلاع رسانی میگردد.
پایان قسمت دوم – با احترام، بهزاد رضادوست، انگلستان
10/03/12
Sunday, 4 March 2012
ضرورت اتحادیه استراتژیک آمریکا-ایران
قسمت اول- بهزاد رضادوست
مقدمه: (چرا اتحاد؟)
اهم ضرورتهای این اتحاد اجباری که منجر به حفاظت از امنیت و منافع ملی دو کشور و صلح جهانی خواهد شد، بشرح زیر اعلام میگردد:
یک - تضمین امنیت ملی و یکپارچگی دو کشور در داخل و خارج از مرزهای آمریکا و ایران
دو- به حداقل رساندن تهدیدات و حملات تروریستی گروه های بنیادگرای ضد ایرانی – ضد آمریکایی در آسیای میانه، خاور میانه و برخی از نقاط جهان به اتباع دو کشور
سه - برقراری صلح و امنیت و تلاش برای گسترش اتحاد و روابط سالم اقتصادی و سیاسی بین
آمریکا- ایران و اعراب و اسرائیل و توقف کشتارهای دسته جمعی مثل سوریه در منطقه
چهار- چرخش از بنیادگرایی تندرویان محلی- مهاجر، به مدرنیته و شکوفایی اقتصادی و دیپلوماتیک بین دو کشور و تولید میلیونها و شاید ده ها میلیون شغل جدید در آمریکا و ایران و همچنین آسیای میانه و خاورمیانه
توضیح ضرورتها:
توضیح ضرورتها:
توضیح یک: بدون شک خطوط قرمز هر دو طرف امنیت ملی و یکپارچگی دو کشور است. هر گونه حمله نظامی آمریکا به ایران میتواند امنیت ملی و یکپارچگی ایران و آمریکا و حتی امنیت و ثبات جهان را با مخاطره مواجه کند. بدون شک گروه های سودجو یا بی مسئولیت که آمریکا را بسمت این ماجراجویی هل میدهند، برای امنیت ملی و یکپارچگی آمریکا و حتی امنیت جهانی، تا کنون کوچکترین مسئولیت پذیری از خودشان نشان نداده اند. آنها فقط بفکر سودجویی حاصل از بقای رژیم ضد ایرانی - ضد آمریکایی اشغالگر ایران، تحریم مردم و حمله یا التیام کینه و نفرت کور خود بوده و هستند.
توضیح دو: با یک واقع بینی منطقی میتوان گفت: «کنترل و انسداد گروه های بنیادگرای ضد ایرانی – ضد آمریکایی با اتحاد آمریکا و ایران یکپارچه عملی خواهد بود». البته، شاید ما قادر نباشیم برخی از شرکتهای چند ملیتی نفتی سودجو و حکومتهای وابسته به آنها را از ساخت و حمایت مالی و رسانه ای گروه های مذهبی تند رو بر علیه امنیت و منافع ملی آمریکا و ایران را بطور صد در صد متوقف کنیم، اما با اتحادیه خود در گام اول قادر به کنترل تخمگزاری این واحدهای تروریستی و افلیج کردن اهداف اتاق فکر آنها بر علیه آمریکا و ایران، خواهیم شد.
توضیح سه: بدون شک امنیت و منافع ملی ایالات متحده بطور استراتژیک با امنیت و ثبات در خلیج پارس و آسیای میانه – خاورمیانه، از افغانستان و پاکستان گرفته تا مصر و از ازبکستان گرفته تا یمن جنوبی، گره خورده است. دلیل این ارتباط استراتژیک وجود منافع مشترک در منطقه بصورت پایگاه ها و نمایندگی های متفاوت، بعلاوه تعداد بالای کارکنان آمریکایی این نهادها در منطقه است. از نظامیان آمریکایی گرفته تا کارمندان و کارگران موسسات و پروژه های مشترک. ایران متحد میتواند ضریب امنیتی این واحدها و افراد را به حداکثر و چراغ سبز افزایش دهد.
از طرف دیگر، ما ایرانیان نیازمند یک دولت مرکزی دموکراتیک متحد با آمریکا جهت حفظ یکپارچگی ایران در مقابل تهدیدات بنیادگراها و ناسیونالیسم افراطی دست راستی اسرائیل، دیکتاتورهای عرب و مافیای سیاسی روسیه و شرکتهای نفتی و غیر نفتی بریتانیا و اروپا بر علیه امنیت و یکپارچگی و منافع ملی ایرانیان هستیم. عطف به فاکتها و حقایق سیاسی، اقتصای و اجتماعی، ایران یک کشور قدیمی و با سابقه بومی است. بدون شک ثروت و قدرت آمریکا در کنار سابقه بازرگانی، فرهنگی و سیاسی ایران در منطقه و تاثیر بخشی و پذیرشی ساخت خودش و اعتماد بیشتر اهالی منطقه به ایرانیان بخاطر شناخت دو طرفه اهالی و ریشه های مشترک بیشتر یک امتیاز محسوب میشود. امتیازی که بصورت یک بال در کنار بال ثروت و قدرت آمریکا قرار میگیرد.
یعنی آمریکا با اتحاد با ایران راه بسته شده خود را برای جهانی فکر کردن و منطقه ای عمل کردن باز میکند و ایران هم با خیالی راحتتر به صلح در خاورمیانه و ثروتمند کردن اتحادیه آمریکا - ایران بصورت ورود کشورهای جدید دوست به اتحادیه در منطقه، پرداخته و افقها را گسترده تر خواهد کرد.
نباید فراموش کنیم، بخشهایی از جوامع آسیا و خاور میانه که عقب نگه داشته شده و فناتیک هستند، ترویج نسیم دموکراسی و آزادی بیان و سکولاریسم و مدرنیته را از متحدین آمریکا در منطقه، یعنی ایرانیان بیشتر باور و مورد بررسی و توافق قرار میدهند، چون به طور غریزی به همسایه با سابقه تر بیشتر از دوستان آن سوی آبها اعتماد و باور دارند. یعنی بنوعی کاتالیزور شدن بین آمریکا و اهالی خوب منطقه، توسط ما متحدین ایرانی - آمریکایی در دسترس و در ورای افق آینده اتحادیه ماست. از طرفی، متحدی قوی مثل آمریکا میتواند ما ایرانیان را جهت ورود و شراکت منصفانه و بهره وری اقتصادی برای مردم ایران در جی بیست کمک کرده و ما بیست و یکمین عضو این گروه ثروتمند گردیم. چون لیاقت و استانداردهای لازم را در خود سراغ میبینیم.
اما چیزی که برای هر دو طرف از حساسیت و اهمیت حیاتی و حتی مقدس برخوردار است، حفظ یکپارچگی دو کشور است. بنظر میرسد هر دو ملت تا اکنون به تمامیت ارضی یکدیگر احترام گذاشته و در مجموع خواهان گسترش روابط بین ایران و آمریکا در راستای منافع مشترک ارضی دو طرفه بوده و خواهان پایان این روابط سرد خصمانه ساخت عناصر بنیادگرا و وابسته هستند.
توضیح چهار: این توضیح بخاطر اشتراکات فراوان در توضیحات شماره سه، نیازمند توضیحات کمتری است. فقط به این موضوع اشاره کنم که با اتحاد و بسته شدن قراردادهای اقتصادی سیاسی، علمی، فرهنگی، گردشگری، نظامی و امنیتی در عالیترین سطوح، مطمئنا ده ها یا صدها میلیارد دلار سالیانه در اقتصاد دو کشور، خواهد چرخیدکه ضمن کار آفرینی، ارزش دلار آمریکا و واحد پول ایران را تثبیت و آنرا جاری ترخواهد کرد.
اما در باب جهانی شدن هم ما میتوانیم بصورت یارانی متحد، گسترش و مسئولیت پذیری و امنیت سرمایه گزاری بازارهای جهانی را بهبود ببخشیم. اتحادیه ما برای جهانی شدن منطقی مثل یک نردبان مطمئن و پرسود برای همه طرفین، اجازه پیشرفت را به آمریکائیها – ایرانیها و همه انسانهای خواهان تمدن و مدرنیته در اقصی نقاط جهان خواهد داد و اتحادی بسته و سودجویانه مثل مدلهای روابط اروپا با جهان سوم، (عطف به دوری جستن آمریکا و ایران از روابط استعماری) تلقی و تعریف نمیگردد.
-آیا اتحاد استراتژیک آمریکا - ایران، در عمل قابل پایه گزاری است؟
بله بنظر من هست و پتانسیل اجتماعی - سیاسی و تقاضای نیروهای مردمی آن در دو طرف در میکروفن آزاد بطور یک وزنه سنگین برخواسته از لایه های ریشه دار و تاثیر گذار اجتماعی به چشم میخورد. پس اتحادیه آمریکا – ایران، حتما باید عرضه گردد. منتها این اتحاد فقط بروی پی و ستون لابی آمریکایی - ایرانی میکروفن آزاد - بنیاد ارتباطات جدید فرهنگی، واقع در وینا ویرجینیا - آمریکا قابل احداث و طبقه سازی است.
بدون هیچگونه تردیدی، فاز اول یا پی ریزی ما باید اتحاد برای دموکراسی و آزادی بیان در ایران باشد، که بجز تغییر مردمی توسط اکثریت خاموش میسر و ممکن نیست. «در قسمت دوم این مقاله در روزهای آتی سعی میکنم به دلایل اینکه چرا فقط لابی مورد اشاره توانایی تولید این اتحاد استراتژیک برای برون رفت از این انسداد مصنوعی در روابط دو کشور را دارد به عرض همه ایرانیان و آمریکائی های میهندوست، دموکرات و خواهان اتحاد برسانم.» با احترام .................................................
بهزاد رضادوست، یک ایرانی مقیم انگلستان
04/03/2012
Sunday, 14 August 2011
Subscribe to:
Posts (Atom)







